در سلسله مقالات قبلی با تحلیل موضوعاتی نظیر<< ایجادکنندگان کمپین حمایت از خباز برای دیداربا دکتر چاووشی سر و دست می شکنند!!! و همچنین << پشت پرده ی ایجاد کمپین حمایت از دکترخبّاز چه کسانی بودند؟>> به طرح موضوعات فوق پرداخته و همانطور که قول داده بودم در یادداشتی دیگر با عنوان فوق در خدمت شما عزیزان خواهم بود.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و استقرار دولت تدبیر و امید، موجی فزاینده ای از امید در بین مردم کشور عزیزمان ایران و بالطبع استان سمنان حاکم شد. تغییرات بنیادین دردولت و هیات وزیران شروع شده و جناب دکتر روحانی در سیاستی اعتدالی اعلام کردند که قائل به تغییر اتوبوسی مدیران نیستند و با این سیاست عملا تغییرات در بدنه قوه مجریه  بیشتر معطوف به انتخاب استانداران و بالطبع فرمانداران گردید.

استان سمنان هم از این قائده مستثنی نگردید و فردی بنام مهندس زندوکیلی که الحق و الانصاف سابقه ی مدیریتی خوبی فارغ از گرایش سیاسی خاص خود داشت سکاندار استانداری شد.

پس از کش و قوس فراوان و بنا به دلایلی که بیشتر نقش دیگری به غیر از عملکرد ایشان داشت، دولتمردان و هیات محترم وزیران در دولت یازدهم تصمیم به برکناری ایشان گرفته و فردی بنام دکتر محمدرضا خبار را که در سوابق خود حضور 4 دوره ای در مجلس شورای را یدک می کشید با گرایش سیاسی اصلاح طلب و به عنوان یک شخص حزبی و  یک اصلاح طلب شاخص جایگزین مهندس زندوکیلی کرد.

بسیاری از فعالین سیاسی استان منجمله اصلاح طلبان شاخص استان، حضور فردی مثل دکتر خباز را به عنوان استاندار سمنان به فال نیک گرفته و تمام توان خود را جهت حمایت از ایشان معطوف کردند. و این آغازی بود بر یک آرمانگرایی برای تفکر اصلاح طلبی  در استان سمنان که اما در همان موقع نیز انتقادهایی از عدم تجربه ی ایشان در امور اجرایی و تجربه در وزارت کشور از طرف برخی دلسوزان استان مطرح گردید.

از نظر نگارنده و بر اساس عملکرد دو ساله ایشان در مسند استانداری سمنان دکتر خباز دقیقا نمی دانست که قدم در سیاسی ترین استان کشور گذاشته است که نوع فعل و عمل در این استان ضوابط و شرایط خاص خودش را می طلبد.

بر همین اساس بعد از آغاز به کار خود در استانداری و بر خلاف رویه معمول دولت که از منشی اعدالی برخوردار بود و البته به جهت مشاوره های غلطی که به ایشان داده می شد دست به برخی از انتصابات زد که در ادامه بدان اشاره خواهم کرد.

استانئدار سابق سمنان بر خلاف رویه ی معمول به جای استفاده از افرادی که شناخت دقیقی از جغرافیای سیاسی استان سمنان داشته باشند فردی بنام علی دانشمندی معینی را به سمت رئیس دفتر خود و ایضا مسئول روابط عمومی استانداری منصوب کرد که در سابقه ی فعالیت ایشان حتی یک روز هم فعالیتی بدین سمت ها وجود نداشت. دقیقا دو پست حساس و کلیدی که باید بیشترین تعامل را با جامعه ی پیرامون خود می داشت به کسی داده شد که صرفا فقط همراه دکتر خباز از کاشمر به این استان آمده بود و ایشان متاسفانه هیچ شناختی از این جغرافیای سیاسی و فرهنگی استان سمنان و ظرایف آن نداشت.

بر طق عرف و رویه معمول در این مواقع برای کارایی بهتر مجموعه انتصاب معاونان کار آزموده و مشاورین زبده می توانست چاره گر کار باشد و کمک شایانی را به استاندار بی تجربه استان کند ولی در عمل شاهد بودیم که اتفاق خاصی هم در این زمینه نیافتاد و حتی معاونت سیاسی ایشان که منصوب به خودشان بود و برای ایشان حکم زده بود عملا این خصوصیات را نداشت و غریبه تر از خود جناب خباز گویا ایشان نسبت به مسایل سیاسی و جاری استان بود.

انتصاب جناب دکتر قنبری هم بر اساس عملکرد ایشان چاره ساز نگردیده و حتی انتصابات مهمی مانند مدیر کل سیاسی استانداری هم نه بر اساس شایسته سالاری صورت گرفت و نه بر اساس تخصص و تجربه.

فرد جوان و کم تجربه ای مانند جناب متقی که عملا میتوانست کمک شایانی را به سیستم سیاسی نهاد استانداری کند درگیر مسائل و مواردی شد که بیشتر باعث تنش گردید و حتما در مقالات بعدی  در مورد عملکرد ایشان به این موارد اشاره خواهم کرد.

در حوزه روابط عمومی هم فرد کارکشته ای مانند ایرج کارخایی که روابط بسیار خوبی را فارغ از نگرش سیاسی خود با اصحاب رسانه و ارباب جراید برقرار کرده بود به خاطر چارت استانداری کنار رفته و عملا یک مجری و گوینده از صدا و سیما جایگزین وی می شود که در سلسله یادداشتهای بعدی در مورد نوع و نحوهی فعالیت ایشان اشاره خواهم کرد که چگونه بیشترین تنش در همین حوزه و بر اساس برخورد سلیقه ای صورت میدهد.

در حوزه ی مشاوران نیز اتفاقی بهتر از انتصاب معاونان و مدیران سیاسی و اجرایی نمی افتد و عملا شاهد بودیم که فردی از اهالی کاشمر و به خاطر اینکه در ایام انتخابات مجلس همراهی خوبی را با جناب دکتر خباز داشتند و بدون اینکه کوچکترین تجربه و یا تخصص و یا تحصیلات مرتبطی را با حوزه ی فرهنگ داشته باشند بعنوان مشاورفرهنگی انتخاب شده و به خاطر ضعف در همین مورد بیشتر در حوزه های دیگر مانند دخالت در جغرافیای سیاسی استان مخصوصا شرق استان می پردازد.

در زمینه انتصاب مشاور نخبه و جوانان نیز وضعیت بهتر از این نمی شود و فردی در این سمت قرار می گیرد که به اذعان بسیاری از مطلعان تنها چیزی که ایشان در چنته ندارد همین نخبگی است که بعد از گذشت این مدت خوشحال خواهیم شد که اگر در این مورد ما اشتباه کرده ایم ایشان با انتشار اسناد مثبته ای دال بر داشتن این استعدادها آنرا نفی نماید.

با وجود این چینش و حذف برخی از شایستگان در سیستم استانداری نوع خاصی از روابط حاکم می گردد که در عمل شاهد خروجی ضعیف و عدم تعامل و گاها تقابل آن با سیستم سیاسی و تاثیرگذاران استان بوده و رفته رفته این شرایط پای یکسری از افراد را باز می کند که بیشتر از آنکه کارشناس باشند به دنبال مطرح کردن خود و همچنین حذف تدریجی دلسوزان واقعی گردیده و این شرایط نه تنها با سیاست های دولت محترم تدبیر وامید همخوانی ندارد بلکه باعث ایجاد تنش های پی در پی در فضای سیاسی و اجرایی استان می گردد.

ما حصل این رفتار ها و تحلیل های غلط هم باعث می شود که مجموعه استانداری و شخص استاندار کمترین تعامل را با نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به استثنای یکی از نمایندگان استان داشته باشد.

همین عدم تعامل نیز ایضا در مورد شخصیت های دینی و برجستگان شهرستان ها نیز جاری بوده و در عمل شاهد کمترین دید و بازدید استاندار سابق با ائمه جمعه ی محترم شهرستان ها و کسب مشورت از این بزرگان بالاخص در شرق استان باشیم.

مجموع تنشهای وارد شده اما نتیجه خود را بصورت یک بیماری مزمن در سپهر سیاس استان در زمان انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت 96 وارد کرده و رئیس جمهور محترم را در کسب رای در استان زادگاه خود زمین گیر می کند. استان سمنان در بین استان های کشور جزء 5 استان آخر در کسب رای اعتماد مردم می شود.

اگر بخواهیم بصورت منطقی به تحلیل این پدیده بپردازیم باید مثنوی هفتاد من را به رشته ی تحریر در آورده و به واکاوی علل و عوامل آن بپردازم ولی اگر بخواهیم در چند سطر آنرا بیان کنم قطعا مهمترین عاملی که باعث ظهور و بروز این پدیده می گردد اعمال سیاستهای غلط و عدم کارایی شخص جناب دکتر خباز و همراهان و منتسبان ایشان است که در سه محور، اشتباهات فاحشی را مرتکب شدند:

1-    انتصابات غلط ایشان و عدم توجه به اصل شایسته سالاری و شناخت دقیق از جغرافیای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استان سمنان

2-    عدم توجه به نیرو های بالقوه سیاسی ، احزاب ، موثرین و نخبگان شهرستان ها و در بسیاری موارد حتی تقابل با این نیرو ها که متاسفانه باعث پدیده کوتوله پروری مزمن شد.

3-    عدم ارتباط صحیح و اصولی با ائمه جماعات، روحانیت و همچنین نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی ،فارغ از گرایش های سیاسی این عزیزان و در عوض مشورت پذیری از افرادی که حتی  خود نمی دانستند به دنبال چه هستند.

مجموعه این عوامل دست به دست هم داد تا شاهد ظهور و بروز یک نوع خاصی از مدیریت بر مجموعه استانداری باشیم که در عمل نشان داد داشتن یک تفکر سیاسی خاص بدون توجه به اصل تخصص و تجربه کارگشا نبوده و حتی در بسیاری از موارد می تواند بصورت بالعکس عمل نماید.

با توجه به تمام اوصافی که گذشت اما اوج انتقادها به این رفتار های غلط به منتسبان و اطرافیان وی در راه اندازی کمپین حمایت از دکتر خباز باز می گردد. کمپینی که در عمل بیشتر برای خود نمایی عده ای خاص و بهره برداری آنها  با تکیه بر احساسات پاک مردم ایجاد شد و در عمل اگر به اغراغ نگوییم بیشترین آسیب را به شخص دکتر خباز و سابقه ی ایشان وارد کرد.

البته حمایت های تعصب گونه عده ای که خود را مدیون ایشان در حوزه ی تایید صلاحیت ها برای انتخابات گذشته می دانستند نیز مزید بر علت بود که عملا باعث شد تا بجای حمایت از ایشان شاهد نوعی از بی اعتمادی به دولتی باشیم که خود این افراد یکبار با فعالیت و حضور در انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت 96 عملا رای مثبت نسبت به اعمال تصمیم بر این تغییر را داده بودند.

در پایان لازم است توضیح داده شود که مقصود از نگارش این مقالات بیشتر واکاوی اتفاقات گذشته برای نیل به آینده ای بهتر است . اصلاحاتی ست برای یک نگرش و انتقاداتیست برای درست عمل کردن در آینده که دقیقا با مانیفست اصلاح طلبی سازگاری داشته و نقد از درون را برای اصلاح بهتر عموم تجویز می کند.

و این بود پایان یک آغاز به نام دکتر محمد رضا خباز در استان سمنان و مجموعه انتصاباتی که ایشان انجام داد، انتصاب افرادی که در لوای ایشان به یکه تازی پرداختند و اگر بخواهیم منصفانه بگوییم جناب دکتر خباز به واسطه ی این افراد و اعمال آنها کارنامه ای نه چندان موفق از حضورش در استان سمنان  به مدت دو سال بر مسند استانداری به جای گذاشت.

در همین رابطه بعد از سکوتی هشت ماهه و همانطور که قول داده ام  قصد دارم تا در مقالاتی جداگانه به موضوعات زیر بپردازم تا انشاا...  زمینه ای برای افزایش آگاهی مردم به عنوان ولی نعمتان نظام فراهم شده و بالطبع شاید بتواند کمک شایانی به استاندار محترم و فهمیده ی جدید استان جناب آقای دکتر چاوشی در شناخت بهتر مجموعه استانداری و استان سمنان  باشد.

1-استاندار در سایه ی استان سمنان که بود؟

2-مجاهدین روز شنبه شاهرود و استان سمنان چه کسانی بودند و چگونه با سوءاستفاده از نام اصلاحات در انتخابات شوراهای شهر استان برای خود گام برداشتند؟

3-تمامیت خواهی عده ای معدود در مرکز استان و تقابل با بقیه استان کی به پایان خواهد رسید؟

4-چرا شهرستان های شاهرود و میامی حتی یک مدیر کل در بین حدود 70 سمت استانی ندارند؟

5-نقش مدیر کل سیاسی استانداری در بروز اختلافات بعد از انتخابات چه بود؟

6-چه کسانی بیانیه حمایت از دکتر خباز را به نام ستاد دکتر روحانی منتشر کردند و چرا امروز حتی به اعضای ستاد استان پاسخگو نیستند؟

7-انتصابات استان بر اساس اصل شایسته سالاری خواهد بود و یا برای خوشامد عده ای تمامیت خواه؟

8-چرا روابط عمومی استانداری نتوانسته ارتباط خوبی را با مطبوعات استان برقرار کند؟

و ...

و من ا... التوفیق

سعید ایمانی

 روزنامه نگار_فعال سیاسی

رئیس ستاد اعتدال و معاونت ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در شهرستان شاهرود

و من ا... التوفیق

سعید ایمانی

روزنامه نگار- فعال سیاسی

رئیس ستاد اعتدال و معاونت ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در شهرستان شاهرود


نظرات()   
   
مریم
پنجشنبه 12 بهمن 1396 13:12
راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی
آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی
مریم
پنجشنبه 12 بهمن 1396 12:48
راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی
آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

پارسیای قومس شماره 107 منتشر شد..........شنبه 22 تیر 1398

هراس از بازتولید کردان در شاهرود..........شنبه 22 تیر 1398

داغ اداره کل راهی که هر روز تازه تر می شود ..........شنبه 22 تیر 1398

پیام تشکر شورای اسلامی و دهیاری دهستان طرود..........شنبه 22 تیر 1398

تن داغ کویرطرود و عشق به خدمت رسانی ..........شنبه 22 تیر 1398

علت ترک جلسه وزیر صمت در دیدار با دکتر حسینی وهیات همراه چه بود؟..........شنبه 22 تیر 1398

لابی غربی و بی توجهی مسئولان شاهرودی..........شنبه 22 تیر 1398

شاهواری که باید با دستور وزیر تعطیل می شد..........شنبه 22 تیر 1398

شاهرودی بودن یا نبودن؟ مساله اینست!..........شنبه 22 تیر 1398

ای که دستت می رسد کولر را خاموش کن..........شنبه 22 تیر 1398

شلیک به قلب آموزش های هنری..........شنبه 22 تیر 1398

امان از بی فرهنگی..........شنبه 22 تیر 1398

آسفالت جاده جنگل ابر و یک بازی سیاسی خیلی بد!!!..........شنبه 22 تیر 1398

راه نجات محیط زیست..........شنبه 22 تیر 1398

درود بر غیرت مردم ابر..........شنبه 22 تیر 1398

منافع شاهرود و میامی قابل معامله نیست..........شنبه 22 تیر 1398

نگاه به کدام تولید ؟..........شنبه 22 تیر 1398

میامی یکی از شهرستان‌های محروم کشور است؟!!..........شنبه 22 تیر 1398

یک طرح عالی و یک ایراد اساسی..........شنبه 22 تیر 1398

یک شورا چه ها که بر سر یک شهر می آورد!!!..........شنبه 22 تیر 1398

همتی باز هم تریبون گرفت!!!..........شنبه 22 تیر 1398

وقتی کسی استعفا نمی دهد!..........شنبه 22 تیر 1398

مرگ برای همسایه..........شنبه 22 تیر 1398

چرا عاقل کند کاری؟ ..........شنبه 22 تیر 1398

سفر امید آوای اسفند بر فراز کویر زمان آباد ..........دوشنبه 3 تیر 1398

کلنگ زنی جاده ابر و باخت بزرگ تشکل های زیست محیطی شاهرود..........دوشنبه 3 تیر 1398

شکایت یکی از اعضای دفتر نماینده شاهرود در مجلس از سعید ایمانی،روزنامه نگار شاهرودی توسط دادگاه رد شد. ..........دوشنبه 3 تیر 1398

حلقه یاران یک رویه غلط در شاهرود ..........دوشنبه 3 تیر 1398

بیمارستان بهار و یک طرح عجیب ..........دوشنبه 3 تیر 1398

یادبود مردی که صادقانه خدمت کرد..........دوشنبه 3 تیر 1398

همه پستها