تبلیغات
پارسیا نیوز - گزارش میدانی پارسیای قومس از روز تشییع پیکر آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی

وداعِ اکبر

هنوز زور خورشید به سوز صبحدم نچربیده بود که اولین‌ها آمدند. خیابان «انقلاب» از نخستین ثانیه‌های بیست‌و‌یکمین روز دی‌ماه خود را آماده وداع با نزدیک‌ترین «یار امام» کرده بود. هنوز ۷ صبح نشده بود که از محدوده چهارراه ولیعصر به ‌سمت دانشگاه تهران مسدود شد. حالا سیاسی‌ترین خیابان کشور، میزبان حضور میلیونی مردمی بود. آنها که بینیاز از انگیزه‌های بیرونی و تبلیغات تلویزیونی برای ‌هاشمی رفسنجانی سنگ‌تمام گذاشتند.

مردمی که تعدادشان به ‌گفته استانداری استان تهران تا حدود 2.5 میلیون و بنابر آمارهای غیررسمی تا حدود 3.5 میلیون نفر تخمین‌زده شد. این حضور میلیونی در شرایطی که ‌هاشمی در سال‌های اخیر کمتر از طریق تریبون‌های رسمی با مردم صحبت کرده، بهترین دلیل بر مردمی‌بودن شخصیت آیت‌ا... بود. مراسم سه شنبه 21 دی‌ماه برای خیلی‌ها یادآور وداع با امام راحل بود. به سمت دانشگاه ازدحام جمعیت بیشتر می‌شود. حالا ورود به دانشگاه کار سختی است. مسیر ورود خبرنگاران متفاوت است، اما حتی عبور از آنجا هم مشکل است. به سختی می‌توان وارد دانشگاه شد. محوطه دانشگاه هم پر است از مردم.

فرزندان مرحوم هاشمی و محمد هاشمی، برادر آیت‌ا...، جلوی صفوف هستند. مسئولان یکی‌یکی می‌آیند. جمعیت، هرازگاهی برای مرحوم هاشمی صلوات می‌فرستد. بیرون از محوطه در خیابان انقلاب، شعارهایی می‌دهند که صدای آن در محوطه هم شنیده می‌شود. مداحی و قرائت قرآن از برنامه‌های پیش از ورود مقام معظم رهبری به مراسم است. چند دقیقه پیش از ساعت ١٠، برخی چهره‌های آشنا وارد می‌شوند. حضور برخی افراد نشان از ورود رهبری تا دقایقی بعد دارد. تابوت حامل پیکر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را آوردند و پایین تریبون نماز جمعه قرار دادند.

پنج تکبیر بر پیکر اکبر

دقایقی بعد مقام معظم رهبری وارد شدند. جمعیت حاضر در محوطه شروع به گفتن شعار کردند. رهبری خواستند نماز را شروع کنند؛ صدای همهمه می‌آمد. رهبری به مکبّر چیزی گفتند که به جمعیت بگوید؛ مکبّر از پشت بلندگو گفت: «آقا می‌فرمایند همه عزیزان باید نماز را بخوانند و ذکر را تکرار کنند». نماز آغاز شد. پس از نماز و پنج تکبیرش، نماز پایان یافت. رهبری، سران قوا، فرزندان و برادر آیت‌الله و دیگر مقامات بر سر تابوت رفتند. فاتحه‌ای خواندند و با همراه انقلاب وداع کردند. رهبری از محل مراسم خارج شدند. تابوت روی دست فرزندان آیت‌ا... و برخی مسئولان رفت تا برای ورود به جمعیت بیرون از محوطه آماده شود. جمعیت هم با اذکار تشییع، از محوطه خود را به خیابان رساندند. پس از نماز تابوت روی خودرویی نصب می‌شود. در بین جمعیت با سرعتی بسیاربسیار آرام شروع به حرکت می‌کند؛ اگرچه از میان مردم حرکت‌کردن خیلی سخت است.

تهران خیابان انقلاب

تهران خیابان انقلاب. حد فاصل خیابان قدس تا وصال. چند قدم بیشتر تا سردر دانشگاه تهران نمانده. جمعیت به چهره‌های هم خیره‌اند. یک‌جوری دارند همدیگر را ورنداز می‌کنند. آیت‌ا... برای هر کدامشان معنی متفاوتی داشته است. شعارها که شروع می‌شود برخی با اندکی ناراحتی از جمعیت فاصله می‌گیرند. برخی دیگر در حاشیه خیابان انقلاب مشغول فیلم‌برداری و عکاسی‌اند. گروهی دیگر مشغول تأمین امنیت. حرکت به سوی دانشگاه تهران میسر نیست. پلیس‌ها وسط راه ایستاده‌اند تا جمعیت بیشتری راهی ورودی دانشگاه نشود. ساعت ٩:٣٠ صبح ٢١ دی ٩٥.

پوسترهای هاشمی روی دست بلند می‌شود. چند لحظه بعد همان پوسترها حفاظی می‌شود برای پوشاندن چهره‌ها. کم‌کم جمعیت کنار هم می‌ایستد. گویی اعتمادی شکل گرفته. شعارها بلندتر می‌شود. شعارها با «ماشین شعارگو» متفاوت است. یک‌سری پیدا شدند که فقط هُل می‌دهند، از قدس به سمت وصال. می‌خواهند از وسط شلوغی خودشان را خارج کنند. آقایی به خانمی چادری می‌گوید به نظرم شما بروید آنطرف؛ و خانم که با صدای بلندی می‌گوید، من امروز برای ادای ارادتم به آقای هاشمی و راهش آمده‌ام، اتفاقا اینجا جای من است.

هل‌دادن‌ها که برای خودش سبک تازه‌ای شده. مردم مقابل دوربین‌ها مکث می‌کنند و شعار می‌دهند، شعارهایشان نشان می‌دهد که دل خوشی از صداوسیما ندارند. شعارها به اندازه‌ای بلند می‌شود که خبرنگار صدا و سیما نمی‌تواند گزارشش را آغاز کند. باز عده‌ای از پشت‌ سر هل می‌دهند. آن‌قدر هل می‌دهند که نرسیده به وصال عده‌ای با فشار در پیاده‌رو می‌پیچند. چهره مردم خسته نشان می‌دهد و هوا آلوده‌تر از دم‌دمای صبح شده است.

آنها که در خیابان بودند

مسیر اصلی، خیابان انقلاب بود، اما فشار جمعیت، آدم‌ها را هل داده بود به خیابان‌های موازی در جنوب انقلاب. گروهی آمده بودند، گروهی نیامده بودند و گروهی نمی‌توانستند بیایند. مولوی عبدالحمید از استان جنوب‌شرقی در بین مردم تشییع‌کننده بود. او را کمتر می‌شناسند. سرش به پایین بود و با قدم‌های آرام راه می‌رفت. می‌شد نرگس موسوی را دید که با چشم‌های پر از اشک آمده بود. بهزاد نبوی بود که آرام‌آرام با عصا خیابان را طی می‌کند. همین‌طور تاج‌زاده و عرب‌سرخی و رضا خاتمی. رامین و کوچک‌زاده هم آمده بودندحیران بودند انگار.

گروهی برای حاضری‌زدن آمده بودند. گروهی آمده بودند تا شعار بدهند. بدرقه او بهانه‌ای بود برای شعارهای تازه، انتقاد از صدا و سیما، حمایت از این و آن، شعارِ وحدت و شعارِ «یا حسین...» و «الله اکبر» همیشگی. رئیس صداوسیما هم در میان جمع بود. گروهی از مردم در خیابان رازی نگهش داشتند مشغول انتقاد شدند. همین انتقادها بود که چنددقیقه‌ای بعد عسگری را به واکنش واداشت و گفت: «انتقاد مردم روی چشم ما جا دارد».

دومین تشییع میلیونی تهران

از دانشگاه تهران تا چهارراه کالج و از آنجا رو به سمت جنوب. جایی که نفس تهران گره خورده بود با خاطره هجرانِ تلخ ٦٩. این دومین تشییع میلیونی پایتخت بود. در همین بدرقه کوتاه بخشی از ثمرات دولت سازندگی در تهران قابل مشاهده بود. از مترو گرفته تا حرم مطهر امام راحل که در این سال‌ها، برای معماری و بنایش، زحمت‌ها کشیده. مردمی که با خیال راحت آخرین لحظه‌های خروج ماشین را از تهران می‌بینند، به سمت دانشگاه تهران برمی‌گردند. جمعیت هنوز همان‌جاست، نگران و مضطرب. مردم آرام آرام به خانه می‌روند تا اخبار را نه از تلویزیون، بلکه طبق عادت از جاهای دیگر ببینند، بشنوند و بخوانند.

ولوله در میان جمعیتی که نزدیک در دانشگاه تهران افتاد. تریلر سفید که با پارچه سیاه پوشانده شده آرام از مقابل چشمان مردم عبور کرد. از پایین، تنها بخشی از ترمه‌ای که روی تابوت آیت‌ا... را پوشانده دیده می‌شود و عمامه سفیدش. ناگهان سکوت حاکم شد. انگار هیچ‌کس انتظار نداشت تابوت آیت‌ا... را بر فراز آن سیاهی و از این فاصله نزدیک ببیند. حتی مردمی که مشغول شعار دادن بودند، ناگهان از صدا و حرکت بازایستادند. یک نفر پرسید: «چی بگیم؟» و دوباره صدایی نیامد.

از دانشگاه تهران تا کالج

چند ثانیه ابتدایی که تابوت به خیابان انقلاب آمد، همه با نگاهشان در بهت و حیرت پیکر آیت‌ا... را بدرقه می‌کردند. سکوت، ثانیه‌ای طول نکشید که جای خود را به فریاد و غریو داد. جمعیت در هم فرو رفت. جمعیت با همهمه همدیگر را هل می‌دادند.  مردم انگار که به خودشان آمدند. از اینجا به بعد دوباره شعارها آغاز شد. جمعیت دوپاره شده بود. از همان ابتدای صبح هم دوپاره بود.

از در دانشگاه تا خیابان قدس فاصله زیادی نیست. شاید تنها چند دقیقه. طی‌کردن این فاصله کوتاه اما با سرعت جمعیت و شعارگویان بیش از یک ربع‌ به طول انجامید. از دانشگاه تهران تا چهارراه کالج راه درازی نیست، اما سه شنبه پیش از ظهر طی کردن همین مسیر بیش از دو ساعت طول کشید. از همه تیپ و مرامی هم از مردم بودند. افرادی که هاشمی را «یار دیرین» امام و رهبری می‌دانند. نسل سومی‌هایی که چند سالی است چهره او را در رسانه‌های رسمی ندیده‌اند. نیروی انتظامی می‌خواهد که پیکر آیت‌ا... سریع‌تر از این خیابان عبور کند و برای دفن به سمت حرم امام(ره) برود.

مردم همان‌جا ایستاده‌اند. دوربین‌های موبایل جمعیت هیچ لحظه‌ای را از دست نمی‌دهند. گروهی دیگر بر روی پل و جماعتی دیگر در زیر پل شعار می‌دهند. شعارهای جمعیت، کل فضای چهارراه کالج را تحت‌تأثیر قرار داده. نیروی انتظامی از همه می‌خواهد آنجا را ترک کنند. چند دقیقه‌ای طول می‌کشد تا تقاطع حافظ و انقلاب خلوت شود. مأموران راهنمایی و رانندگی از تک‌تک افراد در خیابان خواهش می‌کنند که آنجا را ترک کنند. وانتی با بلندگو از مردم می‌خواهد اگر قصد رفتن به محل تدفین را دارند، سوار اتوبوس‌ها شوند؛ اما برخی‌ها همین تقاطع را برای خداحافظی ابدی خود با آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی انتخاب کرده‌اند. چند نفری خسته در پیاده‌رو نشسته‌اند. عده‌ای به سمت میدان انقلاب برمی‌گردند. گروه دیگر راه مترو را پیش گرفته‌اند. حالا دیگر تهران مانده و عکس‌های آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی در گوشه‌و‌کنار خیابان‌.

آرام در کنار امام

ساعت یک بعدازظهر بود که گارد تشریفات آماده نواختن مارش عزا شد. چند ثانیه بعد اعلام شد که تابوت به حرم امام خمینی(ره) رسیده. حضار ایستادند. همهمه شد. جمعی بر سر می‌زدند و جمعی بر سینه. تابوت در میان هیاهو و لابه‌لای شعار «حسین‌حسین» وارد سالن اصلی حرم شد. ٥٠٠ قدمی تا ضریح بنیان‌گذار جمهوری اسلامی فاصله بود و تابوت بر دستان مردم.

خانواده و نزدیکان هاشمی‌رفسنجانی ساعتی پیش‌تر ضریح رفته‌اند. بی‌تاب بودند. صدای شیون‌ها گاهی به گوش می‌رسید. فائزه، فاطمه، یاسر و مهدی در کنار مادر (عفت مرعشی) بودند. دامادها و عروس‌ها و نوه‌ها هم بودند و محمد هاشمی. آیت‌الله صانعی، آیت‌الله امامی‌کاشانی و سید محمود دعایی هم دلداری‌دهنده خانواده بود. ٢٠ نفری درون ضریح بودند. تابوت به‌زحمت از سیل جمعیت گذشت؛ عمامه روی تابوت برای یک لحظه افتاد. پسران هاشمی عمامه پدر را گرفتند. فریاد شیون‌گونه «یا حسین» داخل ضریح از داغ خانوادگی رخ برداشت. محسن همراه با تابوت به جمع خانواده پیوست.

دقایقی بعد، زمزمه بدحالی آیت‌الله حسن صانعی که در داخل ضریح، پیچید. او را سوار بر برانکارد هلال‌احمر بیرون آوردند. آیت‌الله امامی‌کاشانی در گوشه‌ای دیگر بدحال شد. او را هم به بیرون از صحن حرم منتقل کردند. وزیر بهداشت پیگیر بهبود حالش شد. روبه‌روی ضریح، داستان، رویی دیگر داشت. جمعی از صاحبان عزا و مسئولانی که درگذشت هاشمی متأثرشان کرده بود ایستاده بودند. سیدحسن خمینی از همه بی‌تاب‌تر و متأثرتر بود. شاید به همین دلیل هم بود که در لابه‌لای تکبیر‌ها، قبل از اینکه خانواده هاشمی با پیکر پدرشان خداحافظی کنند، عزم رفتن کرد. موجی از مقامات نیز همراه و همگام او از صحن حرم خارج شدند.

مراسم خاکسپاری قریب به یک ساعت طول کشید. بیرون محوطه برخی در حمایت از هاشمی شعار‌هایی سرمی‌دادند. جمعی دیگر در مقابل، شعارهای دیگر. مناظره دو طیف از سوی نیروهای گارد ویژه دنبال می‌شد. لابه‌لای این هیاهو و پس از پایان مراسم خاکسپاری آیت‌ا...، خانواده هاشمی که از حرم خارج شدند. شعارها جایش را به فریاد «هاشمی هاشمی تسلیت تسلیت» داد و مردم، خانواده آیت‌ا... را با این شعار بدرقه کردند.

 


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

نشریه پارسیای قومس شماره 82 منتشر شد...........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

پایان خوش اصلاح‌طلبی..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

ایا انقلابیگرى با اصلاح طلبى در تقابل است؟..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

ناگفته هایی از ائتلاف های فعال در انتخابات شورای شهر شاهرود..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری 96 چطور شکل گرفت؟ ..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان شاهرود، لیست کاندیداهای شورای شهر خود را نهایی کرد...........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

رئیس ستاد انتخابات دکتر حسن روحانی در شهرستان شاهرود مشخص شد...........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

مزایای رای دادن به لیست ها در انتخابات شورا..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

چگونه در انتخابات شورای شهر پیروز شویم/طنز..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

تخصص گرایی کلید گمشده شهرداری وشورای شهر شاهرود ..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

سرمایه‌گذاری و مشاركت شهرداری شاهرود ..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

وجود غده سرطانی به نام کشتارگاه دام در مرکز شهر..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

انتخاب شهردار توانمند زمینه ساز شاهرود مدرن ..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

شهرمان شاهرود از لحاظ فضای سبز در چه جایگاهی قرار دارد؟..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

شهر برای زندگی وبهزیستی ،مدیرودرمانگر اجتماعی می خواهد..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

علم مدیریت ساخت و مدیریت شهری..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

توسعه توریسم عرفانی ، باز تعریف هویت شهری ورونق اقتصادی بر بستر دیپلماسی شهری ..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

استراتژی افزایش منابع درآمدی پایدار و مدیریت هزینه ها..........سه شنبه 12 اردیبهشت 1396

نشریه پارسیای قومس شماره 81 منتشر شد...........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

خبر آمد خبری در راه است..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان شاهرود، لیست کاندیداهای شورای شهر خود را نهایی کرد...........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

در پی اقدامات پروپاگاندای نماینده مردم شاهرود و میامی در مجلس:..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

پشت پرده تیم های فعال در انتخابات شورای شهر شاهرود قسمت 2..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

واکاوی حضور ائتلافی به نام السابقون درشورای شهر چهارم و کارنامه نه چندان موفق آن:..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

تئاتر شهر تئوری تغییر به کمک هرم قدرت..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

مسئول ستاد حزب اعتدال و توسعه در شهرستان شاهرود منصوب شد..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

مسئول ستاد حزب اعتدال و توسعه در استان سمنان منصوب شد..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

انتقاد گسترده به جای ارائه طرح و برنامه راهگشا نیست...........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

مجید چاخان و داستان کاندیداتوری..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

داستان استیضاح شهردار شاهرود..........دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

همه پستها