روایت یک ارتحال

آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی در بیمارستان بستری شد. حال آیت‌ا... وخیم است. آیت‌الله درگذشت. تمام این اخبار در مدت زمان کمی بیشتر از یک ساعت اتفاق افتاد. یکشنبه 19 دی‌ماه 1395. مردم به خبررسانی دیرهنگام و گزینشی صدا و سیما عادت کرده‌اند. خبرها بیشتر از طریق رسانه‌های مجازی منتشر می‌شود. آیت‌ا... اکبر هاشمی‌رفسنجانی به تاریخ ١٩ دی در بیمارستان شهدای تجریش چشم از جهان فروبست؛ درحالی که ٨٢ سال داشت. ساعت ١٠ دقیقه به هفت شب بود که خبر بستری‌شدن آیت‌ا... در کانال‌های تلگرامی قرار گرفت. حدودا ٤٠ دقیقه از انتشار خبر بستری‌شدن آیت‌الله گذشته بود که خبر درگذشت او در حساب‌های توییتری خبرنگاران منتشر شد؛ به ساعت ٧:٣٠ شب. بعد از آن به نوبت نزدیکان و اعضای دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر درگذشت را تأیید کردند.

بهت و حیرت را از چهره‌ها می‌توان به‌سادگی خواند. کسی نمی‌خواهد باور کند. از رساندن آیت‌ا... به بیمارستان شهدای تجریش تا انتقال پیکر ایشان به حسینیه جماران، کمی بیشتر از یک ساعت طول کشید. روبه‌روی بیمارستان در دو طرف خیابان ازدحام جمعیت بود. یک تیم اسکورت وارد بیمارستان شد و دقایقی بعد خارج شد. برخی می‌گفتند حسن روحانی، رئیس‌جمهوری از بیمارستان خارج شده. درست می‌گفتند؛ رئیس‌جمهوری آمد و رفت. خبرها از فوت آیت‌الله حکایت داشت.

 اجازه ورود به بیمارستان را ندادند. تعدادی از خبرنگاران کارت خبرنگاری‌شان را نشان دادند. به کنار در راهنمایی شدند. برخی رهگذران هنوز خبر نداشتند و سؤال می‌کردند که چه خبر است؟ برخی علاقه‌ای به جواب‌دادن به سؤال‌ها نداشتند. هر تیم اسکورت که می‌آمد، عکاسان به سمت در نرده‌ای ورودی خودروی بیمارستان می‌رفتند. دقایقی بعد اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری هم آمد و رفت. جمعیت بیشتر می‌شد. آن سوی خیابان، وسط خیابان و کنار در بیمارستان جمعیت بیشتر شد. به مرور جمعیت بیشتر و بیشتر شد. دقایقی بعد علی یونسی، دستیار ویژه رئیس‌جمهوری با همراهانش از بین جمعیت وارد بیمارستان شدند. دقایقی بعد؛ خبر فوت آیت‌الله فراگیر شد. هنوز برخی رسانه‌ها برای انتشار خبر تردید داشتند. محسن هاشمی از بیمارستان بیرون آمد و به سرعت رفت. چند دقیقه بعد، علیزاده‌طباطبایی، وکیل خانواده هاشمی‌رفسنجانی، کنار نرده‌ها آمد و خبر فوت را تأیید کرد. پیش از او محمد هاشمی، برادر آیت‌ا... فوت را تأیید کرده بود. چند دقیقه که گذشت حسین مرعشی از بستگان آیت‌ا... از بیمارستان بیرون آمد. مرعشی گریه می‌کرد. گفت پیکر آیت‌ا... به جماران منتقل شده.

به جماران که رسیدیم، کوچه کم‌کم داشت شلوغ می‌شد. برخی اهالی محل هنوز خبر نداشتند. برای رسیدن به حسینیه جماران باید وارد یک کوچه‌مانند می‌شدیم. ورودی این شبه‌کوچه با نرده‌های آهنی همواره حفاظت می‌شود. به سادگی نمی‌توان وارد کوچه شد. یک جوی آب خیلی کوچک وسط کوچه است که آب در آن جریان داشت. هرچه به محل حسینیه نزدیک‌تر می‌شدیم، صدای گریه‌ها بیشتر به گوش می‌رسید. داخل حسینیه؛ سمت راست حسینیه روی یک سکو پیکر بی‌جان آیت‌ا... روی یک برانکارد قرار داشت. مردی که سال‌ها کنار سکوی بلندتر حسینیه، کنار امام خمینی می‌نشست، حالا...

فاطمه سخت گریه می‌کرد و مادر خانواده هم در کنارش مویه. جو سنگین و غم‌انگیزی بود. پیکر پدر خانواده بود و اهالی خانه بالای سر پدر مشغول سوگواری بودند. ابتدا حاضران شاید کمتر از 30 نفر بودند و بیشتر اهالی خانواده‌های هاشمی‌رفسنجانی و امام خمینی و اشراقی‌. همه تحت تأثیر فضا بودند. چند دقیقه بعد، یک تابوت مخملی مشکی آوردند و پیکر را داخل آن قرار دادند. عفت مرعشی، همسر آیت‌الله بی‌قرار بود؛ بالای سر همسرش. مادر و دختر همدیگر را دلداری می‌دادند. محسن هم در گوشه‌ای گریه می‌کرد؛ او هم مادر و خواهرش را دلداری می‌داد. با ورود هر آشنا، گریه‌شان شدت می‌گرفت. «اشراقی»ها کنار هاشمی‌ها بودند و گریه می‌کردند و خانواده داغدیده را تسلی می‌دادند؛ آنها حق همسایگی را به جا می‌آوردند.

فاطمه هاشمی یک جلد قرآن آورد و بالای سر پدر مشغول قرائت شد. پس از دقایقی آشنایان برای مادر خانواده صندلی آوردند. چند نفر کنارش بودند و دلداری‌اش می‌دادند. ورودی کوچه حسینیه، پشت در نرده‌ای جمعیت رو به افزایش بود. حالا ورود به حسینیه سخت‌تر هم شده بود. دقایقی گذشت؛ یاسر بالای سر پدر حاضر شد. آرام گریه می‌کرد. نزدیک پدر نشست و مثل خواهر و برادر گریه می‌کرد. مقامات و وزرا یک‌به‌یک به جماران می‌رسیدند. مقامات و شخصیت‌ها به جمعیت اندک اولیه حاضر در حسینیه اضافه شدند. به مرور پایین سکویی که پیکر آیت‌ا... روی آن قرار داشت، صندلی چیدند.

رئیس دولت اصلاحات وارد حسینیه و بر روی یکی از همان صندلی‌ها نشست. وزرا نیز همان‌جا نشستند. چهره رئیس دولت اصلاحات مبهوت خبر فوت آیت‌ا... بود. ظریف که وارد شد؛ کنار رئیس دولت اصلاحات نشست. یک نفر هم پشت میکروفون رفت و به قرائت قرآن مشغول شد. چند دقیقه بعد، «مهدی» وارد شد. روی سکویی رفت که تابوت پدرش قرار داشت؛ روی تابوت افتاد و آن را در آغوش کشید. فاطمه هم برادر را بغل کرد. فاطمه او را دلداری می‌داد. دقایقی بعد، فائزه هم آمد. او هم بی‌تاب بود. سیدحسن خمینی كه در قم بود خود را به حسینیه رساند. جمعیت همچنان اضافه می‌شد. مقامات و مردم عادی می‌آمدند.

اجازه ورود به عکاسان نمی‌دادند؛ ولی با گذشت زمان و با چک‌کردن وسایلشان، کم‌کم وارد حسینیه شدند. ازدحام جمعیت پایین کوچه، رو به افزایش بود. دیگر همهمه زیاد شده بود و صدای سوگواری خانواده کمتر به گوش می‌رسید. صدای صوت قرآن و پس از آن مداحی در حسینیه بود. جمعیت همه حسینیه را پر کرده بود و سرریز شده بود به داخل کوچه. با افزایش جمعیت، تعداد گوشی به‌دستان هم زیاد شد. فضای حسینیه دیگر جا نداشت. داخل کوچه‌های اطراف جماران را هم جمعیت پر کرده بود.

پیکر را با ذکر «یا حسین...» به سردخانه بیمارستان قلب جماران منتقل كردند. یک نفر پشت میکروفون رفت و پایان مراسم را اعلام کرد. جمعیت اما همچنان می‌آمدند. ازدحام برای خروج هم دست کمی از ازدحام برای ورود نداشت. کوچه‌های اطراف، یک سمت آنها بودند که به سمت حسینیه می‌رفتند و یک سمت آنها که برمی‌گشتند؛ همه همچنان در بهت بودند. آیت‌ا... هاشمی در بیمارستان بستری شد. حال آیت‌الله وخیم است. آیت‌الله درگذشت. تمام این اخبار در مدت زمانی کمتر از یک ساعت اتفاق افتاد.


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

دقیقا کجای فرودگاه شاهرود مردمیست؟..........شنبه 28 مهر 1397

شاهکاری دیگر از نماینده ای که نمایندگی مردم را نمی کند!!..........شنبه 28 مهر 1397

شاه کاری دیگر از نماینده ای که نمایندگی مردم را نمی کند!..........شنبه 28 مهر 1397

مطالبه گری و فرهنگی که به انحراف می رود..........شنبه 28 مهر 1397

شهردار شورا یا شورای شهردار! مساله این است؟؟..........شنبه 28 مهر 1397

گزارشی از فعالیت هیات منتظران مصلح شاهرود و چند نکته..........شنبه 28 مهر 1397

تلف شدن گورخرهای آسیایی و چند نکته..........شنبه 28 مهر 1397

قربانیان یک تبریک اشتباهی..........شنبه 28 مهر 1397

شاهرود نفس می کشد..........سه شنبه 13 شهریور 1397

نقدی بر نحوه برگزاری هفته دولت در شهرستان شاهرود..........سه شنبه 13 شهریور 1397

نقش حساس این روزهای بانوان شورای شهر شاهرود..........سه شنبه 13 شهریور 1397

اما و اگرهای ترکیب جدید هیئت رئیسه شورای شهر شاهرود..........سه شنبه 13 شهریور 1397

تحلیلی در مورد اکو مارتن جنگل ابر در شاهرود..........سه شنبه 13 شهریور 1397

نقدی بر دادگاه های علنی مفسدین اقتصادی..........سه شنبه 13 شهریور 1397

بیش از نیمی از املاک البرز شرقی با کدام مزایده و مجوز به ذوب آهن واگذار شد؟..........پنجشنبه 21 تیر 1397

واکاوی اتفاقات یک سال اخیر شاهرود و نقش بی بدیل فرمانده انتظامی شهرستان شاهرود ..........پنجشنبه 21 تیر 1397

محمد کرم محمدی کلید دار فرماندار ویژه شهرستان شاهرود شد...........پنجشنبه 21 تیر 1397

وحدت ملی، راه نجات کشور..........پنجشنبه 21 تیر 1397

پشت پرده ی فعالیت های انتخاباتی 98درحوزه انتخابی شهرستان های شاهرود و میامی (قسمت دوم )..........پنجشنبه 21 تیر 1397

حمایتی ماندگار از دکتر حسینی شاهرودی و نقش وی در برگزاری همایش..........پنجشنبه 21 تیر 1397

تغییر و تحول ماهیت مدیریت است اما .............پنجشنبه 21 تیر 1397

تسویه حسابهای انتخاباتی در شاهرود شروع شد!!!..........پنجشنبه 21 تیر 1397

برخورد قاطعانه با فرصت طلب ها و طمع کاران در دستور کار مدیریت جدید شهرداری شاهرود قرار گرفت..........پنجشنبه 21 تیر 1397

نیروی بومی یعنی شهروندی که در پی وحدت باشد نه اختلاف افکنی و کینه توزی..........پنجشنبه 21 تیر 1397

شهاب الدین چاووشی در یک روز چهار مدیرکل منصوب کرد..........پنجشنبه 21 تیر 1397

آئین تودیع و معارفه فرمانده سپاه ناحیه شاهرود برگزار شد..........پنجشنبه 21 تیر 1397

شوی تبلیغاتی روز کارگر در مجموعه معادن طزره..........سه شنبه 12 تیر 1397

سرنوشتی به مانند زابل و زابلی ها در انتظار شاهرود و شاهرودی ها..........سه شنبه 12 تیر 1397

نگاهى به تجمعات اخیر در شاهرود..........سه شنبه 12 تیر 1397

دستور توقف انتقال اداره کل راه از شاهرود به سمنان توسط رئیس جمهور در پی نامه دکتر جلالی به دکتر روحانی..........سه شنبه 12 تیر 1397

همه پستها