سرد است هنوز، بخاریها روشن است. بیرون که می­روی اما سبحان درختان از زیبایی شاخه­ های دعا، دست به سوی آسمان گل چیده ­اند. شکوفه بسته­اند شاخه­ های یاس، یعنی که فصل خشک برو، تمام شد فصل زرد. پشت دروازه­ های برف آدمکهای برفی آب می­شوند ... پشت سکوت زمین خشک و آسمان کبود صدای باد مزاحم خواب می­شود ... ترنج علف بر زمین سرد سبزه می­زند ... قلب آسمان رعد می­کشد بر سر درختان شکوفه دار تگرگ می­زند ... خبری گویاست ... تیز گشته آفتاب .... گرم می­شود دل هر رهگذر زکوچه­ ها، وقتی شمیم بهار نفس می­کشد درون کاه گلهای سرد ... صدای بهار می­رسد زبازگشت پرستوها ... ذوب یخهای شاهوار و ریزش آب از بلندای کوهها ... سفید، غنچه ­های زردآلو شکفته می ­شوند ...

تلاوت آیه­های هفت سین گفته می­شوند ... یاد عزیزان رفته هم سبز می­شود. آنها که در پس دقایق زمان از کوچه­های عمر گذشته­اند، عطر یاسی که پدر بزرگ کاشته بود، کاسه سبزه­ای که مادر بزرگ سر هفت سین می­گذاشت ... حتی چناری که بریده­اند ... صدای موذن­زاده با الله اکبرش، کوچه­های تنگ و خالی از مردمان گذشته را مرور می­کند ... تلاونگ یا مقلب القلوب و الابصار موج می­زند ... یا محول الحول والاحوال تغییر می­دهد، ساقه­های درخت خسته را به اوج می­کشد ... امید در پس سرما فرود می­آید زندگی دوباره آغاز می­شود حتی لابلای سنگ قبرها سبز می­شود ...

روز نو روز نو سلام سلام ... آفتاب خوش نشسته­ای بر بام ... پاک آورده­ای امید سپید ... همه خواب آلودگیست این ایام ... خرسهای منطقه بیدار می­شوند، دوباره زمین ابر نفس می­کشد ... دشت شقایق زلف می­بندد، سفر یخ آغاز می­شود ... نه نه سرما کوله­بار بربسته ... جای خود را به بهار می­دهد. تخته تخته فرشها شسته می­شوند. شرشر آب از هر کجا شنیده می­شود. نغمه نوزادان کوچکی در خانه­ها، از پس پنجره­ها موج می­زند ... یعنی فصل دیگری ساز می­شود ... این­همه گفتند ناصحان و گوشها پر است که کینه­ها را فرو شویید آدمها، رسم عجیبیست روزگار بلی گذشت برای مردم دنیا­طلب سخت است ... با وجودی که مهربانی آسانتر مثل زندگی زیبا و دوست داشتنی است.

ای کاشها دیرترین کلمات تاریخند ... گاهی به بلندای عمرآدمی قد می­دهند ... تا زمان هست باید استوار گام برداشت ... انسان را خدا جایزالخطا آفرید ... اما خطا تا کجا تا کجا؟!... حال که دوباره زمان آغاز می­شود، عطر یاس چند ساله کوچه­های خاطره را دوره می­کند.

امسال ... امسال ... امسال را خطا نکن ای دل قصه روزگار قصه برگ است و باد خزان. قصه­ای که با تاریخ تکرار می­شود. خدایا تو خود مارا یاری برسان. در عبور نسیم از میان کوچه، پس­کوچه­های بیدآباد بوی روزگار دیرینه می­آید. بربال حبابی حشرات رویایی ... این من، شکسته می­شود و ما می­روید ... مردمان شاهرود سلام سلام نوروز آمده و روشنی افتاده بر هر بام. رسم یادگاران خود بیاموزید بخشش و جوانمردی و عشق تا مادام.

سرسبزی را ماییه تغییر بدانیم

 

ای گرداننده دلها و دیدگان

ای پدید­آورنده شبها و روزها

ای تغییردهنده سالها و حالتها

تغییر ده حال ما را به بهترین حال

بلاخره زمستان به پایان رسید و موسم آن رسید تا درختان بیدار شوند، فضا را با شکوفه­های خود عطرآگین کنند و نوید دهنده فصل بهار شوند. از یک فضای سرد و زمخت درون یک فضای گرم و زیبا قرار می­گیریم. طبیعت سختیها و مشقتها را از دل خود پاک می­کند و به ما این فرصت را یادآور می­شود که سختی قابل تغییر است. گاهی درست و انسانی اندیشیدیم و عمل کردیم و لاجرم سربلند گشتیم و گاه علیرغم تلاش برای درست اندیشیدن و صحیح عمل کردن مغلوب درون گشتیم و سرافکنده و گاه اشتباه اندیشیدیم ...

نوروز فرصت تغییر را می­دهد، حتی برای اندیشه­های ما ... نوروز زمان دگرگونی، خانه­تکانی و تحول درونی انسان­هاست، زمان پاک کردن کینه­ها و عمق دوستی­ها، زمان روابط انسانی و پیوند مردم؛ نوروز یک جشن همگانی است و از روزگاران کهن باشکوه­ترین جشن سال بوده است. به باور خانواده­های ایرانی این جشن آئین بی­بدیلی است که در بهترین فصل سال برای زنده شدن دل­ها برگزار می­شود. در قدیم در شاهرود از این جشن به نام  عید بزرگ یاد می­شد. دکتر علی شریعتی می­گفت: « نوروز از آن جهت بر همه جشن­های جهان فخر می­فروشد که روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن­ها و سرشار از هیجان هر آغاز است. هر آغاز نشانه تولدی است، زادروزی برای دوباره زیستن ...»

نوروز از کهن در دل خود آئین و مسلکی دارد. از آن روزها که افسانه « عمو نوروز » و « ننه سرما » نوشته شد تا به امروز ... ننه سرما با رفت و روب منزل و آب­پاشی جاروی حیاط، انداختن سفره­ای از سیب سرخ و سرکه و سمنو، سبزه و سکه و سنجد و سیر تا انتظار دلش برای آمدن عمو نوروز؛ آری نوید دهنده دلش عمو نوروز بود و بس. نوروز دلش عمو بود. آخ که این انتظار و ثانیه­ها از ننه سرما می­گذشت نه از زمان !!! در شاهرود هم به رسم این افسانه کهن قبل از عید نوروز همگان در منازل، خانه­تکانی و رفت و روب می­کنند تا گرد و غباری بزدایند. سفره هفت سینی انداخته می­شود، آینه و قرآن جهت روشنایی و نور. البته در گذشته­های دورتر سفره "هفت میم" هم در کنار "هفت سین" بوده که شامل مرغ و ماهی و مرغانه و ... که بیشتر شامل خوراکیجات بوده است.

در شاهرود باورهایی هم جهت سرو غذا در شب سال نو با بهانه برکت­آوری و به فقر نیفتادن وجود دارد. در شب سال نو غذای مرسوم سبزی­پلو با ماهی و کشمش پلو است. در روز سال نو بعد از تحویل سال از غذاهایی که شامل رشته هستند مثل آش رشته، رشته عدس، رشته پلو و ... استفاده می­شود (چون رشته نمادی از آرد و زحمت و برکت است). دید و بازدید از آئین­های بی­بدیل شاهرود مثل خیلی از شهرهای دیگر کشورمان است. اصولاً روز اول از بزرگترهای فامیل دیدن می­شود و سایر روزها از دیگر اقوام، تقریبا در نوروز همه آشنایان از هم دید و بازدید دارند.

این که ننه سرما رفت و روب می­کند یا ما خانه­تکانی می­کنیم یا به سبکی مشغول شیرینی­پزی هستیم و تمام آئینها را زنده نگه می­داریم، خیلی زیباست. اما زیباتر این است که گرد و غباری از روی دل­هایمان بزداییم، طعمش را شیرین کنیم  و « سرسبزی را ماییه تغییر بدانیم.»


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

پارسیای قومس شماره 112، دی ماه 1398 منتشر شد..........چهارشنبه 4 دی 1398

تحلیلی پیرامون نامزد های شاخص انتخابات شاهرود و میامی ..........چهارشنبه 4 دی 1398

خاطرات روزانه و تشکر بابت پیگیریهای مستمر نماینده معزز!! ..........چهارشنبه 4 دی 1398

معرفی طرحها و برنامه های یک نماینده ایده آل برای شاهرود ومیامی..........چهارشنبه 4 دی 1398

مردم شاهرود و میامی چه نماینده ای می خواهند؟..........چهارشنبه 4 دی 1398

آزمون دشوار شورای نگهبان در شاهرود و میامی..........چهارشنبه 4 دی 1398

وزیر بهداشت و طرحی که در میامی افتتاح نشد!!!..........چهارشنبه 4 دی 1398

معاونت استاندار بالاخره به شا‌هرود رسید..........چهارشنبه 4 دی 1398

آبستراکسیون نفتی و آبستراکسیون شورای شهر شاهرود ،مساله اینست!!..........چهارشنبه 4 دی 1398

یک مجمع و سه نکته اساسی..........چهارشنبه 4 دی 1398

دیوار حاشا بلند است..........چهارشنبه 4 دی 1398

قطع درختان یا هرس سنگین!..........چهارشنبه 4 دی 1398

شاهرود و شکل جدید پیاده‌روها..........چهارشنبه 4 دی 1398

کمربندی جدید و قطع یک درخت..........چهارشنبه 4 دی 1398

روایت کسانی که از سطل زباله نان درمی‌آورند..........چهارشنبه 4 دی 1398

چنارها در شاهرود بیمار هستند..........چهارشنبه 4 دی 1398

جلسه شورای اداری شهرستان شاهرود و ممانعت از حضور خبرنگاران بدون اطلاع قبلی!!!..........چهارشنبه 4 دی 1398

شفافیت یک اصل اساسی..........چهارشنبه 4 دی 1398

یک نقد یک پرسش از اصولگرایان شاهرودی..........چهارشنبه 4 دی 1398

آب شاهرود بوی گل می دهد..........چهارشنبه 4 دی 1398

تجلیل از خانواده دانشجوی ایثارگر شاهرودی ،مرحومه عارفه عرب احمدی..........چهارشنبه 4 دی 1398

رسیدگی به شهرک‌های حومه شهر..........چهارشنبه 4 دی 1398

ورزش‌کاران و ضرورت حمایت مسئولان..........چهارشنبه 4 دی 1398

بلندگوهای مزاحم ..........چهارشنبه 4 دی 1398

چالشی به نام کاروان‌سراهای تاریخی..........چهارشنبه 4 دی 1398

کاسب انتخاباتی اینروزهای شاهرود را بهتر بشناسید ..........چهارشنبه 4 دی 1398

پارسیای قومس شماره 111 آذر ماه 1398 منتشر شد..........دوشنبه 18 آذر 1398

ماراتن انتخابات مجلس شاهرود ومیامی پس از پایان ثبت نامها با حضور افراد شاخص زیر آغاز شد..........دوشنبه 18 آذر 1398

بیانیه مهم سازمان مردم نهاد آوای اسفند..........دوشنبه 18 آذر 1398

فیلی که موش زایید/ دکتری که با فوق لیسانس ثبت نام کرد..........دوشنبه 18 آذر 1398

همه پستها

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو