تبلیغات
پارسیا نیوز - امان از بی فرهنگی

امان از بی فرهنگی

سرویس فرهنگی

وقتی کتاب خلقیات ما ایرانیان جمال زاده را می خوانید با وجود گذشت 50 سال از چاپ انگار گویا همین امروز منتشر شده است در این کتاب استاد سعی کرده تا به صفات پسندیده و البته نادرست ایرانیان بپردازد از تلافی و انکار و تجاهل و تغافل تا کنجکاوی و تجسس و حتی خوب هایشان مثل مهمان نوازی و دیگر صفات بارز ایرانیان.

بماند که عجب جامعه استخوان داری هستیم که 50 سال بی تغییر و با یک فرمان می تازیم که البته بحث آن در این مجال هم نمی گنجد اما امروز می خواهیم بگوییم که بالاخره از ما است که بر ما است یا نه این جمله تاریخی و معروف در ایران صدق نمی کند.

شامگاه گذشته برای رفتن به خانه به فلکه آمدم تا سوار تاکسی شوم از راننده که دو جای خالی داشت پرسیدم شهرک البرز و گفت بله تا آمدم بنشینم دو زن دوان دوان آمدند و بی توجه به من که دستم هنوز بر دستگیره تاکسی بود فریاد زدند مهدیه و راننده که دید دو نفر هستند و مسافرانش تکمیل می شود به من گفت البرز نمی روم!

 

داشتم فکر می کردم در این سه ثانیه چه حجمی از بی قانونی را شاهد بودم. نخست اینکه حق تقدم رعایت نشد.دوم مفهوم صف ایستادن و نوبت از بین رفت سپس حق من شهروند ضایع شد بعد از آن راننده بود که این حق خوری را تصدیق کرد و در نهایت هم آن دو بانوی وقتی فاتحانه جای مرا گرفتند لبخندی رضایت بخش هم زدند که انگار داشتند می گفتند ما خیلی زرنگیم ...

این باعث شد تا قوانین تاکسیرانی را یکباری مرور کنم در تاکسی دیگر نشستم و به این فکر فرورفتم که طبق قانون ما باید در تاکسی بنشینیم و به راننده بگوییم کجا برود! و طبق آن مسیر راننده باید مابقی مسافران را در راه سوار کند پس چرا می پرسیم وقتی حق مان است؟

موضوع بعد اینکه تاکسی خالی چرا باید مسیرش مشخص باشد! این مگر خلاف قانون نیست در نتیجه ساده ترین قوانین در شاهرود رعایت نمی شود هرج مرج و بی نظمی ماحصل این امر است!

نکته بعد مگر تاکسی ها موظف به رساندن مسافران نیستند چرا پس همه مسافران را خوب و بد می کنند مثلا البرزی ها را یک کاسه می کنند، شهرک امامی ها را یک کاسه ! مسافر مسافر است و تاکسی پولش را می گیرد.

طبق تماس من با شهرداری اصلا چنین چیزی نیست و اگر باشد تاکسی خطی با خطی روی کاپوت و نوشتاری روی آن از دیگران متمایز می شود در ضمن تاکسی های خطی سفید هستند با خطوط زرد!!

موضوع بعد اینکه چرا تاکسی های شاهرودی برای هر مسافر چرتکه می اندازند تا ببینند رساندنشان صرف دارد یا خیر!! تاکسی دو مسافر سوار کرده و به یکباره یک فرد می آید گوشه اسکناس 5 تومانی را نشان می دهد و می گوید دربست!! تاکسی های این دوره زمان غیر ممکن است بگویند مسافر دارم شرمنده!! به مسافران می گویند دربستی دارم شرمنده!!

 

دقت کرده اید چرا تاکسی های شاهرود فقط باید پر باشند تا راه بیفتند!! یعنی کسی حق ندارد سر راه منتظر تاکسی باشد؟ چرا تاکسی ها 20 دقیقه وقت یک نفر را می گیرند تا تاکسی را پر کنند؟ این امر حتی اگر به مسافران ضرر برساند مثلا دانشجویی از امتحانش باز بماند یا کسی از دادگاه و کارش می تواند حتی در محاکم قضایی قابل پیگیری باشد!

و در نهایت چه کسی گفته تاکسی های شاهرود فقط باید یک خط مستقیم بروند آن هم در خیابان های اصلی و از پیش تعیین شده چرا تاکسی ها در 17 شهریور و 15 خرداد نمی روند چرا تاکسی ها در خیابان نادر نمی روند چرا در معلم تاکسی نیست چرا در خرقانی و شهربانی تاکسی نیست چرا در کمربندی بالا تاکسی تردد نمی کند ؟ مگر اینها مسیر نیستند ؟

چرا تاکسی تا ابوذر و جانبازان نمی رود! مگر اینها خیابان نیستند؟ شما اگر از میدان آزادی (مسیر کمربندی) بخواهید به میدان بسیج بروید باید تا چهار راه باغزندان پیاده بیایید ! که دیگر از آنجا تا میدان بسیج راهی نیست بقیه اش را هم پیاده می روید! این هم بی قانونی بعدی

ما احتمالاً جمال زاده مانده ایم که عجب جامعه یک دستی داریم که 50 سال است تغییر نمی کند شایدم هم این عالی است و ما زیادی توقع داریم! شاید هم این ها همه درست است و شهروندان اشتباه می کنند و فحاشی ناموسی رانندگان تاکسی بر سر یک مسافر همه توهم است! به هر روی باید گفت متاسفانه این موارد فراوان است فقط کافی است سرمان را بچرخانیم ..


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

پارسیای قومس شماره 107 منتشر شد..........شنبه 22 تیر 1398

هراس از بازتولید کردان در شاهرود..........شنبه 22 تیر 1398

داغ اداره کل راهی که هر روز تازه تر می شود ..........شنبه 22 تیر 1398

پیام تشکر شورای اسلامی و دهیاری دهستان طرود..........شنبه 22 تیر 1398

تن داغ کویرطرود و عشق به خدمت رسانی ..........شنبه 22 تیر 1398

علت ترک جلسه وزیر صمت در دیدار با دکتر حسینی وهیات همراه چه بود؟..........شنبه 22 تیر 1398

لابی غربی و بی توجهی مسئولان شاهرودی..........شنبه 22 تیر 1398

شاهواری که باید با دستور وزیر تعطیل می شد..........شنبه 22 تیر 1398

شاهرودی بودن یا نبودن؟ مساله اینست!..........شنبه 22 تیر 1398

ای که دستت می رسد کولر را خاموش کن..........شنبه 22 تیر 1398

شلیک به قلب آموزش های هنری..........شنبه 22 تیر 1398

امان از بی فرهنگی..........شنبه 22 تیر 1398

آسفالت جاده جنگل ابر و یک بازی سیاسی خیلی بد!!!..........شنبه 22 تیر 1398

راه نجات محیط زیست..........شنبه 22 تیر 1398

درود بر غیرت مردم ابر..........شنبه 22 تیر 1398

منافع شاهرود و میامی قابل معامله نیست..........شنبه 22 تیر 1398

نگاه به کدام تولید ؟..........شنبه 22 تیر 1398

میامی یکی از شهرستان‌های محروم کشور است؟!!..........شنبه 22 تیر 1398

یک طرح عالی و یک ایراد اساسی..........شنبه 22 تیر 1398

یک شورا چه ها که بر سر یک شهر می آورد!!!..........شنبه 22 تیر 1398

همتی باز هم تریبون گرفت!!!..........شنبه 22 تیر 1398

وقتی کسی استعفا نمی دهد!..........شنبه 22 تیر 1398

مرگ برای همسایه..........شنبه 22 تیر 1398

چرا عاقل کند کاری؟ ..........شنبه 22 تیر 1398

سفر امید آوای اسفند بر فراز کویر زمان آباد ..........دوشنبه 3 تیر 1398

کلنگ زنی جاده ابر و باخت بزرگ تشکل های زیست محیطی شاهرود..........دوشنبه 3 تیر 1398

شکایت یکی از اعضای دفتر نماینده شاهرود در مجلس از سعید ایمانی،روزنامه نگار شاهرودی توسط دادگاه رد شد. ..........دوشنبه 3 تیر 1398

حلقه یاران یک رویه غلط در شاهرود ..........دوشنبه 3 تیر 1398

بیمارستان بهار و یک طرح عجیب ..........دوشنبه 3 تیر 1398

یادبود مردی که صادقانه خدمت کرد..........دوشنبه 3 تیر 1398

همه پستها