شاهوار، هامون شاهرود

وصف دیروز"شاهرود" داستانی جدا از داستان دریای هامون و شهر مجاورش زابل نیست. گذشتگان می گویند در روزگاری نه چندان دور و در زمان قاجار زلزله ای مهیب شاهوار  را لرزانده است و به تبع آن روستای تاش را ویران نموده است . زلزله ای که تقریبا تاش را خالی از نفوس ساخته بوده است. اما این زمین لرزه به غیر از تلفات جانی خسارت دیگری نیز  وارد کردکه آن چیزی نبود جز مرگ  رودخانه دائمی شاهرود.

رودخانه شاهرود که اکنون از آن با عنوان کال خشکیده باغزندان یاد می کنیم تا پیش از سد سازی های دهه های گذشته همواره در بهار جاری می گشت و زیرستاق را مشروب می ساخت. اما آیا این رود که در گذشته سه شاخه اصلی آن از شاهرود می گذشت و  شاخه نهایی آن به تالاب حاج علیقلی دامغان می ریخت همیشه یک رودخانه فصلی بوده است. اگر اینچنین بوده گذاشتن نام شاهرود بر آن چه وجه تسمیه اغراق آمیزی بوده است. 

گذشتگان می گویند تا پیش از زلزله مهیب تاش چشمه ساران نکارمن و قطارزرشک رودخانه دائمی را تشکیل می داده اند که آب آن پس از جمع شدن در محلی به نام "مند آباد" در کنار  مکان فعلی کارخانه سیمان  شاهرود در بستر خشک فعلی اش قرار می گرفته است. می گویند تا چند سال پس از این اتفاق اکثر چشمه های دامنه جنوبی شاهوار خشکید ولی پس از سالیانی دوباره آب از برخی از آن ها جاری شده است. آبی که دیگر نه یک رودخانه بلکه جویباری برای آبیاری معدود باغ های منطقه بوده است.

رودخانه شاهرود در قهر طبیعت خشکید و ما با سد سازی های بی رویه مان در بالا دست  پسوند "فصلی" را هم از آن ستاندیم.

واقعیت امروز این است که تنها دارایی ما اکنون قلکی سرشار از آب به نام شاهوار است که این روزها در زیر تازیانه بی توجهی ما در زیر دندانه های بیل های مکانیکی و انفجار های ریز و درشت معدن کاوان جاجرمی در حال نابودی است.

کارشناسان می گوییند 250 میلیون لیتر آب شیرین در تخلخل های آهکی این کوه وجود دارد که انفجار های مکرر معدن بوکسیت تاش  با از بین بردن این تخلخل ها امکان ذخیره آب را از بین خواهد برد. پوشش گیاهی شاهوار که این روزها برای به دست آوردن ذخایر بوکسیت به صورت یک معدن روباز شخم زده می شود دیگر وجود ندارد و شاید صدها سال طول بکشد که دوبار بر سنگ های لخت کوه بروید. اما در این فاصله بادهایی که روزی خنکا و بوی خوش درمنه را  در دشت می پراکند از این پس خاک و غبار  و ریزگرد را به دشت شاهرود و بسطام خواهند آورد.

آن روز است که آقایانی  که روزی در ازای دریافت چند میلیون تومان به دفاع از معدن فوق پرداخته بودند زودتر از همه ما دست زن و فرزندانشان را خواهند گرفت و به مانند زابلیانی که دهه ها پیش به خاطر بی تدبیری دیگران مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده بودند؛ طعم تلخ غربت را تا ابد در کام  خود خواهند داشت.

تیمورلنگ درباره دریاچه هامون می گوید: امیر سیستان مرا سوار برکشتی کرد و روی دریاچه هامون گردش داد و به من گفت که در دوره رستم وسعت این دریا بیش از این بود که می‌بینی.

 مؤلف حدودالعالم  نیز می نویسد: دریای زره به سیستان است که گرد آن سی فرسنگ است، اندر پهنای او هشت فرسنگ وگاه آب این دریا چندان بود که از رودی خیزد که از کرمان بگذرد و به دریای اعظم ریزد.

اگر زابل از شهری در کناره دریای هامون , از شهری پر نعمت که روزگاری رخش در میان مرغزارهایش چرا می کرد و تمدنی به مانند شهر سوخته را به وجود آورده بود به این روز افتاده است و نام باشندگانش  هم معنای آوارگی شده است, تقصیر مردمانش نبوده است. اما اگر شاهرود که روزی به "آب" و "هوایش" می بالید , شاهرودی که روزی به شاهوار و طبیعتش می بالید نابود شود بدون شک مقصر خودمان خواهیم بود.

حتی اگر 10 درصد از تهدیداتی که فعالین محیط زیست و حوزه آب در ارتباط با معدن بوکسیت شاهوار متوجه آینده شاهرود دانسته اند واقعی باشد بر هر کدام از ما واجب است تا با تمام توان از ادامه کار معدن بوکسیت در شاهوار جلوگیری نماییم.

بوکسیت ماده معدنی کمیابی نیست و در سایر نقاط کشور  و در معادن دیگر به وفور یافت می شود و حتی در استان خودمان سه معدن دیگر اکتشاف شده است. تنها مزیت بوکسیت تاش دو درصد خلوص بیشتر است. به خاطر هیچ و به خاطر امروز عده ای محدود آینده خود و فرزندانمان و میراث گذشتگانمان را نابود نکنیم.


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

پارسیای قومس شماره 107 منتشر شد..........شنبه 22 تیر 1398

هراس از بازتولید کردان در شاهرود..........شنبه 22 تیر 1398

داغ اداره کل راهی که هر روز تازه تر می شود ..........شنبه 22 تیر 1398

پیام تشکر شورای اسلامی و دهیاری دهستان طرود..........شنبه 22 تیر 1398

تن داغ کویرطرود و عشق به خدمت رسانی ..........شنبه 22 تیر 1398

علت ترک جلسه وزیر صمت در دیدار با دکتر حسینی وهیات همراه چه بود؟..........شنبه 22 تیر 1398

لابی غربی و بی توجهی مسئولان شاهرودی..........شنبه 22 تیر 1398

شاهواری که باید با دستور وزیر تعطیل می شد..........شنبه 22 تیر 1398

شاهرودی بودن یا نبودن؟ مساله اینست!..........شنبه 22 تیر 1398

ای که دستت می رسد کولر را خاموش کن..........شنبه 22 تیر 1398

شلیک به قلب آموزش های هنری..........شنبه 22 تیر 1398

امان از بی فرهنگی..........شنبه 22 تیر 1398

آسفالت جاده جنگل ابر و یک بازی سیاسی خیلی بد!!!..........شنبه 22 تیر 1398

راه نجات محیط زیست..........شنبه 22 تیر 1398

درود بر غیرت مردم ابر..........شنبه 22 تیر 1398

منافع شاهرود و میامی قابل معامله نیست..........شنبه 22 تیر 1398

نگاه به کدام تولید ؟..........شنبه 22 تیر 1398

میامی یکی از شهرستان‌های محروم کشور است؟!!..........شنبه 22 تیر 1398

یک طرح عالی و یک ایراد اساسی..........شنبه 22 تیر 1398

یک شورا چه ها که بر سر یک شهر می آورد!!!..........شنبه 22 تیر 1398

همتی باز هم تریبون گرفت!!!..........شنبه 22 تیر 1398

وقتی کسی استعفا نمی دهد!..........شنبه 22 تیر 1398

مرگ برای همسایه..........شنبه 22 تیر 1398

چرا عاقل کند کاری؟ ..........شنبه 22 تیر 1398

سفر امید آوای اسفند بر فراز کویر زمان آباد ..........دوشنبه 3 تیر 1398

کلنگ زنی جاده ابر و باخت بزرگ تشکل های زیست محیطی شاهرود..........دوشنبه 3 تیر 1398

شکایت یکی از اعضای دفتر نماینده شاهرود در مجلس از سعید ایمانی،روزنامه نگار شاهرودی توسط دادگاه رد شد. ..........دوشنبه 3 تیر 1398

حلقه یاران یک رویه غلط در شاهرود ..........دوشنبه 3 تیر 1398

بیمارستان بهار و یک طرح عجیب ..........دوشنبه 3 تیر 1398

یادبود مردی که صادقانه خدمت کرد..........دوشنبه 3 تیر 1398

همه پستها